یک طولانی دردناک....ورود مدعیان آزادی بیان توصیه نمی‌شود

دست لرزان مادربزرگی توی دستمه و داریم از پیاده روی شلوغ و پراز سروصدایی که لبریز از حس و حال شب عیده رد می‌شیم.به یه قسمت که می‌رسیم از شدت ازدحام جمعیت حتی بیست سانت جا هم برای رد شدن نیست احتمالا دست فروشی چیزی باشه که همه رو دور خودش جمع کرده اما نه صدای گیتار و ویلون و دف و چی و چی بلند می‌شه مادربزرگی می‌گه مطربه مادر؟ سر تکون می دم و می‌گم بله به سبک امروزیش...با تاسف سر تکون می‌ده و می‌گه ببین به کجا رسیدیم که مردممون برای گدایی هم از فرهنگ لت و پار اروپا تقلید می‌کنن!

جا‌ می‌خورم از حرفش ولی وقتی از بین ازدحام شلوغی یه نگاه به سرتاپای نوازنده ها می‌اندازم می‌فهمم قضیه شاید عمیق تر از این حرفها باشه! لباس تن هرکدومشون مارک و گرون قیمته، قیمت سازهایی که دارن پنج نفری می نوازن شاید قیمت قابل توجهی باشه که حتی بشه باهاش یه کسب و کار کوچیک و آبرومند رو شروع کرد! به نظر نمی‌رسه نیازمند باشن ...پس برای چی این جا هستن؟ 

آهنگ که تموم می‌شه و جمعیت سوت و کف و هلهله راه می‌اندازن از جاشون بلند می‌شن و تعظیم می‌کنن طرح روی صندلی هاشون چشممو می‌گیره! یکی از طرح‌های خیلی معروف شیطان پرستیه!!!! 

نمی دونم چرا یهو بی ربط صحبت یکی از اساتید جریان شناسی سیاسی سر یکی از کلاس‌هاش یادم می‌یاد که می گفت: اگر خواستید فرهنگ و شعور مردمی رو به انحطاط بکشید از نقاط ضعف و احساسات نوع دوستانه شون وارد بشید... دست بذارید روی نقاط جهل شون ... با یه حرکت نرم و بی‌صدا و بدون جنجال طی یکی دو دهه می تونید کاری کنید که خودشون از درون فکر خودشونو مثل موریانه تخریب کنن! زمانی که مسیحی‌ها به اندلس حمله کردن با انبوهی از جوان های غیور مسلمان و ناموس پرست مواجه شدن که از شهرشون دفاع می‌کردن... دیدن این‌طوری حریف شون نمی‌شن...از راه فرهنگی دراومدن از طریق ثروتمندان و تجار شهر دوچیز رو به صورت مجانی وارد شهرشون کردن و بین جوان ها گسترش دادن: شراب و زن های بدکاره! و بعد از یکسال دوباره به شهر حمله کردن...این بار جوان غیور و ناموس پرستی نبود که لزوم دفاع رو درک کنه و از سقوط شهر جلوگیری کنه...

چند قدم از هیاهو و کنسرت خیابانی دور می‌شم...یه دختر بچه ی شش هفت ساله روی چراغ های کنار پله ی مجتمع سون سنتر کارتن انداخته و نشسته و دستمال کاغذی می‌فروشه گرمای چراغ ها کمک میکنه بتونه مدت بیشتری روی زمین سرد و ناهموار بشینه...کنارش زانو می زنم با چشمای درشت و معصومش بهم زل می‌زنه با ناباوری می‌گه می‌خوای ازم بخری؟ میگم آره می‌گه انقدر حواس همه به این پسر خوشگلا که ساز می‌زنن پرت شده که کسی منو نمی بینه به نظرت برم پایین تر بشینم؟  می‌گم فایده نداره صد متر پایین ترم یه گروه دیگه از همینا هستن...و صدمتر پایین ترش...

با غصه نگاه‌شون می‌کنه و هیچی نمی‌گه...ناخودآگاه می‌گم ایراد از جایی که تو نشستی نیست ایراد از چشمای این مردمه...

مادربزرگی با چشم گرد به کوه دستمالای تو دستم نگاه می کنه و می‌گه این همه دستماااال می خوای چه کار مادر؟ می‌گم احتمالا فقط تا اذان صبح کفاف اشکامو بده ...

چند متر اون طرف تر درست کنار گروه موسیقی پیرمرد جانبازی که دو دست نداره توقف می‌کنه مشخصه که از صداها موجی شده شروع می کنه به داد و بیداد کردن و اعتراض کردن به نوازنده ها جمعیت همه علیه ش موضع می‌گیرن چند نفر بهش فحش می‌دن چند نفرم می‌رن که باهاش درگیر بشن ... پیرمرد بلند بلند اسم چندتا از فرمانده های جنگو می‌گه و به اعتراضش ادامه می‌ده...مادربزرگی کنارم مثل بید می‌لرزه و با استرس می‌گه نزنن پیرمردو؟؟؟!!! اولین بسته ی دستمالو باز می کنم گمانم خیلی زودتر از اذان صبح تموم بشن...


#نی‌ زن شهر هاملین

سلام 
بسی قابل تأمل بود .
موفق باشید .
سلام
اگر برای یک نفر هم قابلیت تامل در مساله رو ایجاد کرده باشه من رسالتمو در این زمینه انجام دادم...
ممنون از توجه تون
شما هم موفق باشید
شنبه ۲۶ اسفند ۹۶ , ۱۷:۴۹ مریم ابراهیمی
سلام عزیزدل
خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم...ممنون ک لینکشو گذاشتی تو گروه.من همیشه عاشق نوشته هام
سلام مریم گلی باعث افتخاره که شما به وبلاگ ما سر بزنی ^__^
اجرای خیابانی یک هنره که درونش هنرمند (نه گدا!!‌) بیرون میاد و با سازی که داره برای مردم خیابون مشغول نواختن میشه . کسانی که پول می اندازن در اصل دارن مزد اون نواختن رو می پردازن .
همه جای دنیا اجرای خیابانی خیلی مورد حترامه و حتی ما گروه های اجرا کننده خیابانی داریم که جمع میشن در بازار هایی که مردم خرید می کنند و می نوازند. این یک نوع سبک اجراست و اونا هم هنرمندن نه گدا .
همه ما فکر می کنیم خب گیتارشو بفروشه بیاد اینجا بساط کنه گدایی نکنه ولی نمی دونیم که این یک اجراست و یک هنره و گدایی نیست . ولی متاسفانه در ایران به این هنرمندان به چشم مستمند و گدا نگاه میشه و براشون صدقه انداخته میشه اصولا :|
این یک قسمت . قسمت دوم تا حدودی موافق می تونم باشم ولی بستگی داره چطور از یک حرف بشه برداشت کرد . یادمون نره که جنگ تحمیلی رو همون جوون های کافه و کاباره و به قول خودمون عرق خور و بی بندوبار رفتن و دفاع کردن و نجات دادن .
بستگی داره . اینکه یک از یک اجرای خیابانی برسی به یک جای دیگر خیلی قشنگ نیست . مردم دوست دارن . مردم شاد می شن . موسیقی هم جزعی از زیبایی های زندگیه . عرفانه .
اون که میاد و خوشی مردم رو با فریاد خراب می کنه دنبال یک چیز دیگه است!
خیلی خیلی خانواده شهید و جانباز و ایثارگر می شناسم که مشکلی ندارن و تازه دوست هم دارن.
چرا شادبی رو از جامعه با این بهانه ها بگیریم.
به هرحال این نظر منه . من می تونم با این پستت کاملا مخالف باشم.

ممنون که وقت گذاشتید و پست رو مطالعه کردید ولی اجازه بدید که با اون قسمت حرفتون که فرمودید جوان های عرق خور و کاباره ای از وطن دفاع کردن اصلا موافق نباشم...به اندازه ی کافی از هشت سال مقدس و نوع جوان هایی که در دفاع شرکت داشتن مطالعه و آگاهی دارم که بگم نود ونه درصد اون جوان ها از خانواده های مذهبی و معمولی بیرون اومدن که بچه هاشونو از فساد دوران پهلوی حفظ کرده بودن و با جلسات قرآن و منبر امام خمینی بزرگ کرده بودن امثال شهید پازوکی خیلی خیلی نادر و استثنا هستن در تاریخ دفاع مقدس...
 واینکه من ضد هنر و فرهنگ نیستم اصلا ... ضد شادی مردم هم نیستم اصلا اما معتقدم هنر و شادی باید در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ بومی و اعتقادات شون باشه این هنری که من میبینم هیچ سنخیتی با هنر ایرانی نداره صرفا یه کپی پیست ناشیانه و بی ربطه...
البته نظر هر کسی محترمه قطعا...
به علاوه حرمت افرادی که جان و مال و ناموس مون رو مدیون شون هستیم بیشتر از این حرف هاست که اگر مخالف ذائقه ی ما حرفی زدن بهشون بی احترامی کنیم شما اگر از احوالات یک جانباز موجی خبر داشته باشی این صحبت رو نمی کنی...از قضا اون بنده ی خدا هم محله ای ماست و من به خوبی می شناسمش امثال من خیلی مدیون تر از این حرف ها هستیم به ایشون و امثال ایشون...
باز هم ممنون از اینکه نظر دادید
من خیلی به بازدید خانواده شهدا رفتم و با خیلی از این خانواده ها صحبت کردم . جانبازان هم همینطور.
برام جالبه که عموما اینطور نبودن
من حتی جانبازی رو میشناختم که پینک فلوید گوش میداد و زمان شاه عرقش رو هم خورده بود .
این قسمت پاسخ نظر شما من رو ناراحت کرد که چون پست رو باهاش مخالف بودم یا با عقیده من نمی خورد بی احترامی کردم.
شما یک هم محله ای دارین و من صدها مورد دیدم!
به بحث ادامه نمیدم.
موفق باشید
بزرگوار استقرا از دیده های فردی اصلا روش خوبی برای نتیجه گیری کلی نیست ...من از  روی یک مورد هم محله ای نتیجه گیری نکردم اگر دقیق تر مطالعه بفرمایید گفتم مطالعات و پژوهش میدانی زیادی داشتم در زمینه ی دفاع مقدس تقریبا تمام مناطق جنگی رو از نزدیک دیدم و راویان زیادی رو ملاقات کردم که اکثرا جانبازهای با درصد بالا بودن به علاوه خانواده های شهید بسیاری و آثار مکتوب و شفاهی زیادی در این باره مطالعه کردم و کار پژوهشی انجام دادم که دارم این نتیجه رو عرض می کنم خدمتتون...شما شاید به خاطر جایی که زندگی می کنید و فرهنگ خانواده ی محترم تون با استثناء ها بیشتر ملاقات داشتید من مورد غالب رو عرض کردم...جنگ منحصر به قشر خاصی نبوده صد البته و همه ی مردم ایران با هر دین و مذهب و حتی فرهنگی از وطن دفاع کردن اما مورد غالب افراد شرکت کننده از قشری که شما گفتید نبودن اصلا و امثال شهید پازوکی هم که سابقه ی چنین چیزی رو داشتن بعد از تحول وارد جبهه شدن و از اینکه یک روزی معصیتی کرده بودن پشیمون شدن به اون سابقه مفتخر نبودن که!
ناراحت نشید لطفا اگر بحث منطقی باشه جای ناراحتی وجود نداره من نگفتم شما بی احترامی کردید گفتم هیچ علتی بی احترامی اون جمعیت به اون مرد رو توجیه نمی کنه حتی اگر اینکه شما فرمودید اون مرد یه جانباز با سوءنیت بوده صحیح بوده باشه که من گفتم با شناختی که ازش دارم می دونم فرد مغرضی نبوده 
نمیفهمم چرا باید ناراحت بشید؟! من که از مخالف بودن شما ناراحت نشدم...ولی نمی دونم چرا اکثر کسانی که معتقد به طبیعتِ اندیشه های متفاوت هستن از برخورد با مخالف ناراحت می‌شن!
هر طور مایل هستید
شما هم موفق باشید ^__^
سلام :(

باشد ک رستگار شویم
سلام
با این شدتی که داره پیش می‌ره من یکی به خودم اصلا امیدوار نیستم
اتفاقا امام هم ب شماها امیدوار نبود!
امیدشون ب دبستانی ها بوده و هست! :دی

ان شاالله ک می شوید و می شویم
توکل بر خدا :)
:))))
شما همیشه من رو اذیت میکنید ^___^
ان شاالله 
درد رفتار اون نوازنده ها نیست، یا مردمی که با اون جانباز بدبرخورد کردن یا دشمن که داره فرهنگ خودش رو وارد می کنه( بالاخره دشمن دشمنه، دشمنیشو می کنه) 
درد رفتار منو امثال منه که اونجا که باید صحبت کنیم، اعتراض کنیم، واکنش نشون بدیم، سکوت کردیم
می دونی من اوایل اهل حرف زدن و اعتراض کردن بودم اما بعد از یه مدتی احساس کردم بی فایده ست...حتی چندباری نزدیک بود بدجوری کتک بخورم به خاطر زدن حرفی که احساس می کردم حقه به همین خاطر یه سکوت اجباری اختیار کردم...مثلا در همین لوکیشن خاص مردم به یه مرد که دو دست نداشت و موجی هم بود رحم نمی‌کردن و می خواستن بزننش بعد به من رحم می کردن؟ به علاوه مادربزدگم گناهی بود نمی تونست استرس تحمل کنه فقط برش گردوندم...
ولی حرف تونو قبول دارم سکوت ما گویا تایید خیلی از فکرای کج و کوله ای شد که الان نهادینه شدن...
سلام :)
درود خدا بر همه جانبازان و ایثارگران
حال دلتون خوب ...
سلام
الهی آمین...
همچنین 
سلام

عدم بصیرت بعضی از خواص و عوام خیلی درد آور واذیت کننده ست ....

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اَلعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ؛
آن کس که به زمان خویش دانا و آشنا باشد، شبهات به او هجوم نمی آورند.
تحف العقول، ص356

* من اول یه متن بلند آماده کردم بعد دیدم زیاد میشه کامنت طولانی میشه واز حوصله خارج :) برای  همین نگذاشتمش ، چون که یا باید کامل نوشت تا مطلب ناقص و ابتر نماند یا اینکه کم نوشت که بنده با کم نوشتن حس میکنم حق مطلب ادا نمیشه و واقعا خیلی از مباحث خواهند ماند :) یا اینکه ننوشت .


+راستی سیریک به چه معناست ؟ :)


سلام
اصلا مزه‌ی پست بلند به کامنت بلند حاج آقاست ^__^
سیریک!؟
منظورتون serek هست؟ سه‌رِک درست است یه جورایی نیک نِیم بنده هستش چون دوست نداشتم با نام حقیقی بنویسم از اسم مستعاری که دوستانم صدام می کنن اسفاده کردم
بزرگوارید شما لطف دارید :)

بله منظورم سه رِک بود ، من نه اینکه یکی از شهرهای استان هرمزگان به نام سیریک رو شنیده بودم ، اسم مستعار شما رو که دیدم یاد اون افتادم و گمان کردم نگارش اسم مستعار شما به همون صورت است :)
سلامت باشید 
نه ربطی به شهر خاصی نداره 
حالا شاید یه پست بذارم از فلسفه ی این اسم چون برای خیلیا سوال شده...
خب ببین ، مردم که نمیدونستن ، اون آقا جانباز موجی هست . اونا یه مردی رو میبینن که جشم دیدن شادیشون رو نداره . یه مردی رو میبینن که پا گذاشته روی گلوشون تا افکار خودشو بکنه توی کله ملت ! ببین وقتی بعضیا با سو استفاده از این عزیزان مفت خوری خودشون روجلو بردن و روز به روز هم بیشتر شد و کسی بهشون تو نگفت ، حرمت این عزیزان ریخته شد . ممکنه تک تک اون افراد در حالت عادی کلی هم احترام بذارن به اون فرد ولی خب دیگه مثل قدیم نیست که بذارن دخالت توی همه چی بکنن و مقاومت خواهند کرد . در مورد موزیک هم از نظر خیلی ها یک هنره ، ولی خب چون توی کله شما یه چیزایی کردن همه اشتباه میکنن و حتما شما درست میگی و با اوردن مثال دختر کوچولو تراژدی درست کردی ! ولی از خودت نپرسیدی با این همه ثروت نفت و گاز و اثار تاریخی و گردشگری چرا اینهمه بچه ( امارش واقعا تکان دهندست ) باید وضعشون این باشه !؟ ببین دشمن حتما حتما بخاطر منافع خودش ، دست بکار میشه ولی شما چیکار کردین با مردم که فقط بخاطر فرار از شما ذهنشون آماده پذیرش هر چیزی شده !؟ کل بودجه مملکت فقط صرف کارای مسخره فرهنگی بدون تاثیر میشه .لازم نیست کسی حمله کنه از همین آمار مهاجرت تو خود بخوان حدیث ... که چقدر مردم دلشون با این کشوره 
سلام
ممنون که نظر گذاشتید 
اگر متن رو درست خونده باشید متوجه می‌شید که گفتم ظاهر اون بنده خدا که دو دست هم نداشت نمایان گر جانباز بودنش بود و تشخیص این امر خیلی دشوار نبود 
هر چقدرم که حرف این آدم برای مردم قابل قبول نبود نباید بهش توهین می‌کردن... یه مثال بزنم براتون از نحوه ی صحیح احترام به کسی که خودشو سپر بلای خاک کشورش کرده : همه ی عالم حتی خود ملت آمریکا می‌دونن که جنگ آمریکا و ویتنام یه جنگ ناعادلانه و ستمگرانه از سوی آمریکا بوده و جنایات وحشتناکی نسبت به مردم ویتنام انجام دادن اما مردم و دولت آمریکا با سربازایی که از جنگ برگشتن مثل قهرمان برخورد کردن و حتی بناهای تاریخی زیادی در سطح شهر برای یادبود کشته های جنگ شون ساختن و اونا رو شهید خطاب کردن...و امکاناتی هزاااار برابر چیزی که ما به جانبازان و آزاده های خودمون دادیم بهشون دادن البته بدون توهین بهشون ...می دونی هنوز خیلی مونده تا ما شعور این موضوع رو پیدا کنیم که در تحلیل های سیاسی مون مرز بین افرادی که واقعا بهشون مدیونیم و افرادی که با ظاهر سازی و جا زدن خودشون بین قشر خاصی دنبال کسب منافع مادی و دزدی هستن رو تشخیص بدیم ...من ضد موزیک نیستم خودمم گوش می‌دم شما اگر خواننده ی وبلاگم بودی پست های گاه و گدار پلی لیستمو می دیدی طوری حرف نمی زدی که انگار من یه موجود غارنشین متحجر هستم که مثل معلول های ذهنی تفکری از خودم ندارم و حتما چون مخالف نظر شما رو دارم پس ذهنمو شستشو دادن و چیزی از تفکر نمی‌فهمم ^__^ موسیقی همون طور که گفتی هنره ...هنر هم در هر فرهنگ و جغرافیایی مختصات خودشو داره فرهنگ اروپا متعلق به خودشه حتی اگر با موسیقی ناشی از اون فرهنگ توی خیابون کسب درآمد کنن اشکالی براشون نداره چون این فرهنگ مال اوناست اما اگر قرار شد این موسیقی وارد کشور آسیایی با فرهنگ و تمدن دوهزار ساله بشه که ازقضا دین و اعتقادات عرفی خاصی هم دارن باید بومی سازی بشه و ملاک های اخلاقی جامعه درش لحاظ بشه صرف یه تقلید صددرصدی بدون هیچ تفکر شرقی به نظرم فاجعه ست برای هنر کشورم...تراژدی^___^ به نظرم هست چون واقعا اینا به هم ربط دارن ما مردی داریم با سطح شعوری که نذری امام حسین حج رفتن رو به فقر جامعه ربط می‌ده اما آمار میلیاردی خرید لوازم آرایش سالانه و سفرهای دبی و آنتالیا رو بی ربط می دونه:))) چطور نمیشه این مورد رو ربط داد در حالی که مردم اسکناس ده هزار تومنی توی کیف ساز اون جوان می‌ریزن اما اون بچه معصومانه نگاه شون می کنه ولی بی توجه از کنارش رد می‌شن؟ به علاوه من قصد بحث سیاسی نداشتم اون وادی وظایف انجام نشده و کوتاهی های دولته و کسی منکرش نیست من در سطح فرهنگ جامعه و مردم حرف زدم...اگر بخوایم منطقی حرف بزنیم باید حوزه های مختلف بحث رو تفکیک کنیم وگرنه که با قاطی کردن جنبه های متخلف می‌شه یه آش شله قلم‌کار از مغلطه و سفسطه درست کرد و خیلی چیزا رو هم توجیه کرد... اینکه آخر کامنتت یهو از کوره در رفتی و منو در زمره ی گروهی که ملت شریف ایران رو با دزدی‌ها و کج رو‌هاشون فراری و عاصی کردن واقعا جالبه برام چقدر مگه شناخت از من داری؟ تحمل نظر مخالف به نظرم جزء اولیه ی اصول آزادی بیانه که الان شعار دهن همه ی روشنفکراست عزیزم 
من از کامنت مخالف شما استقبال می ‌کنم اگر دوست داشتید هر دفعه تشریف بیارید و برای همه ی پستها نظر مخالف هم بذارید قدم روی چشم وبلاگ اما تلاش کنید محترمانه تر با مخاطب تون صحبت کنید.
سال نوتون مبارک
ممنون که خوندی و توضیح دادی ! چندین بار کامنت خودم و جواب شما رو خوندم ، واکنشت اصلا متناسب جملاتی که من گفتم نبود . اصولا فک کنم بهتره تو کامنت بحث نکنیم چون موجب سوتفاهم میشه ! درضمن انتظار نداریم مثل مادربزرگت فکر کنی و حتما متفاوتی و میدونم که موسیقی هم گوش میدی ولی بهرحال جزو اون کاتگوری توی کشور قرار می گیری اونم اینکه دلت میخواد واسه مردم با شعار و نصیحت بگی چی بپوشن چی بخورن چی گوش بدن !!!!! من اون موسیقی خیابونی رو نشنیدم و عاشق موزیک سنتی هستم و حتی حالم بهم میخوره که جدیدا این اهنگای چرت و پرت رو میشنوم . ولی علتش چیه سلیقه مردم تو ارایش عمل لباس پوشیدن و.... اینقدر به فنا رفته که حالت بهم میخوره . 
اهان گفتی مطلب رو خوب نخوندی ، اتفاقا شما خوب نخوندی گفتم مردم اون جانباز عزیز رو نگفتن موجی هست دست خودش نیست ! بلکه ایشون رو جانبازی دیدن بخاطر افکارش دلش نمیخواد شادی ملت رو ببینه !!!! ولی خب هر چی هم که بوده به هیچ عنوان به هیچ عنوان نباید به ایشون توهین میکردن . خب اینم باز برمی گرده که ما چیکار کردیم که مردم حتی احترام کسی که جونش رو هم داده براشون نگه نمیدارن . چیکار کردیم و حتی چیکار نکردیم که اینقدر جامعمون به انحطاط کشیده شده . مقصر اصلی کاملا مشخصه !!
اتفاقا من بحث کردن رو دوست دارم...خیلی خوبه باعث رشد فکری آدم می‌شه اما این روزا افرادی که سعه ی صدر مباحثه داشته باشن نایابن...اگر دوست نداری وارد بحث نمی‌شم...فکر می‌کردم با توجه به مطالبی که گفتی جواب دادم ولی خب اگه می‌گی به نظرت بی ربط بوده حتما دریچه ی دیدمون با هم فرق داره...
راستش یادم نمیاد تا به حال به کسی گفته باشم چی بپوشه یا چی گوش بده یا چی بخوره اگر یه سر به دنیای واقعی خانواده ی من بزنی و با خواهر کوچکترم که صدوهشتاد درجه با من تفاوت دید و سبک زندگی و اعتقادی داره ملاقات کنی متوجه می‌شی که در اون کاتگوری یا بهتر بگم دسته بندی مور  نظر شما جا نمی‌گیرم فقط یه آدمم که زاویه ی دید خودمو دادم و فکر می کنم اشکالی نداشته باشه بیانش کنم هرچند که به نظرم کسی فکرشو  به بقیه تحمیل می‌کنه که تحمل شنیدن صدای مخالف خودشو نداره و به مخالف می گه متحجر
قسمت آخر کامنتت به نظرم بحث جامعه شناسی سیاسی می طلبه یه بخشش انحطاط ارزشی و اخلاقی مردمه یه بخشش ریاکاری و دورویی افرادی که برای دزدی‌های سیاسی لباس دینی به کاراشون پوشوندن یه بخشش سیاست داخلیهیه بخشش سیاست خارجی و ... که خب می‌گی حوصله بحث نداری منم به نظرم بهتره واردش نشیم ...
در هر حال ممنونم که وقت گذاشتی
نه عزیزم نگفتم حوصله بحث ندارم . جسارت نکردم . فقط جواب کامنت اولم رو که دادین احساس کردم ناراحت شدین و دلم نمی خواست بخاطر کلماتی که استفاده میکنم شما رو ناراحت کنم 🌹.  همینطور که من نقد داشتم به مطلب شما مطمئنا من هم در فرایند های ذهنیم اشکالاتی دارم ، و کلا به نظرم خوبه انسان با فکر کردن و مطالعه و صحبت کردن با افراد با نظرات متفاوت این فرایند ها رو بهتر و بهتر کنه . در آخر هم بگم نوشته هاتون رو دوست دارم اصلا واسه همینه که میام به وبلاگتون 🌹
شاید چون زیاد با هم قبلش صحبت نکرده بودیم این برداشتا شد 
اکشالی نداره^__^ قدمت سر چشم وبلاگمه ...
نظر لطفته 🌷❤
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خط خطی های ذهن serek کوچولو

اینجا کودک درون serek جان می نویسد...

Designed By Erfan Powered by Bayan