غر غر ...

یه جمعه ی داغون به جمعه ای میگن که تو کلی برنامه ریزی کرده بودی براش ... از درس خوندن گرفته تا انجام کارای عقب افتاده و...

بعد یهو صبحش با سررررردرد میگرنی عجیبی از خواب بلند شی و تمام بدنت از شدت درد کوفته شده باشه طوری که انگار یه لشگر آدم تا جایی که می خوردی کتکت زده باشن...آب ریزش بینی و گلو درد و چشم درد و اینام چاشنیش باشه و باعث بشه مثل یه غورباقه در حال کش اومدن بچسبی به رختخوابت ... 

چی این وضعیت رو تکمیل میکنه؟ خب معلومه مادری که بی خبر از حالت بیا تو اتاق از تنبلی تو و لنگ ظهر شدن و موندن کارات و هزارتا کوفت دیگه غر بزنه و بگه چرا بلند نمیشی پس؟

عِی خدا ...بمیریم راحت شیم از این زندگی...

ان شاالله زودی خوب شید و به برنامه هاتون برسید 
همچین چیزی نگید :(
کلیییی کار دارمااا...
خدا از دهنت بشنوه زود بلند شم...
هعی... :(
سلام

البت شرایط وقتی بغرنج میشه ک مهمون هم بیاد! اونم زیاد!
اونم از نوعی ک باهاشون رودربایسی دارین!
الفاتحه! 
-____-
سلام
مهمون هم داریم...
اونم زیاد...اونم کسانی که باهاشون رودربایستی دارم زیاد... :|
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه... :)))
خخخخخخ


ان شاالله ب زودی حالتون خوب میشه و باانرژی بیش از پیش کاراتون انجام می دید!

شما فعلا بی زحمت فاتحه رو قرائت کن بیشتر به کارم میاد :)))
چقدر زنده توصیف کردید!!

امیدوارم حالتون زودتر خوب بشه

امیدوارم...
(عطسه میکند)...
شنبه ۲۹ مهر ۹۶ , ۱۱:۲۳ مریــــ ـــــم
میفهممت

پنشنبه منم همینجوری شد
ای بابا نبینم مریض بشی دوست جان...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خط خطی های ذهن serek کوچولو

اینجا کودک درون serek جان می نویسد...

Designed By Erfan Powered by Bayan