استرچ

هفته‌ی دیگه پودمان ثبت و تجارت دارم و بین یک دنیا جزوه و کتاب مدفون شدم و از استرس دارم خفه می‌شم سرعت درس خوندمم بسیار کنده به دلیل این گردن لعنتی که از درد نمی‌ذاره تمرکز کنم...

بعد بین این همه بدبختی یکی از بچه های پشت کنکوری که هفته دیگه ارشد داره زنگ زده مثلا مشاوره بگیره گریه وزاااااری و استرررررس...حالا بیا اینو آروم کن با این گردن توی آتل یک ساعت تلفنی حرف بزن مشاوره تحصیلی و روحی بده ...

حالش که خوب شد و قطع کرد ضعف کردم افتادم... دست و پاهام یخ کرده و احساس می‌کنم استرسم دو برابر شده...

حالا کی به داد من برسه؟!

خدایا کمک...

اخ اخ ان شا الله گردن دردت دردشو پرت کنه بیرون راحت شی از دستش:)
و دستت هم درد نکنه به دوست کنکوریت دلداری دادی:))

سلام
ممنون از دعا و انرژی مثبت تون 
^_^
به این فکرکن که میگذره

آره جونم می‌گذره ولی مارو نابود می‌کنه و می‌گذره... :(
انشالله خدا آسون کنه و موفق بشی به سلامتی 
خدا کمکت میکنه انشالله
ممنون از انرژی مثبت تون 
خدا از دهنت بشنوه 
محتاج دعای دوستان مهربان هستم بسیاااار ^_^
خانوم مشاور! مواظب خودت باش :)
ان‌شاءالله هفته‌ی دیگه میای میگی پودمان رو به خووووبی و خووووشی دادی تموم شده :)
من هیچ وقت مواظب خودم نبودم تسنیم :(
انقدر خانواده دعوام می‌کنن که چرا از این زورو بازیا درمیارم ولی آدم نمی‌شم
وای دیروز نتیجه پودمان قبلی اومد مویی رد کردمااااا... حسابی گوشت تنم ریخت 
عاخه دم پودمان نمره پودمان قبلی رو اعلام می‌کنن عاخه؟!
دعا کن دیگه خلاصه...
روحیه روحیه روحیه...
ایشالله موفق میشی نترس برو جلو..
ندارم ندارم ندارم :)))
ان شاالله... دعا کنید موفق بشم...
چند تا دادی چند تا مونده؟ برای دعا کردن لازمه بدونم😉
سر جمع نه تاست سه تاشو دادیم شش تا مونده -__-
وای قلبم...

سلام :)

با آرزوی موفقیت برای شما ...

عیدتان مبارک :))
سلام
ممنون :)
عید شمام مبارک ^_^
من از پنج روز قبل عید تا 12 فروردین مهمون داشتم، اونم مهمون نامحرم توی یه فسقله خونه و حال جسمیه نامساعدی که داشتم ( و دارم) از قبل اومدن مهمونا بهش فکر می کردم وحشت می کردم خداییش ( عادت به هر کار سختی داشته باشم، باید امید داشته باشم تهش میام خونه و تموم میشه استرس و فشار، ولی واقعا این طور نبود اون موقع) تنها حالتی که تونستم به سلامت رد کنم اون دورانو ( بداخلاقی نکنم، توی پذیرایی کم نذارم، بین مهمونام فرق نذارم و حتی به علت کمبود جا چند نفرو توی اتاق خوابم بخوابونم) اینه که روز به روز ردش کردم. هر روز که بیدار می شدم فقط به همون روز فکر میکردم و می گفتما خدایا امروزو به خیر بگذرون. و روز به روز شد هفده روز و به خیر گذشت :)
روز به روز بگذرون به خیر می گذره انشالله
وااای ۱۷ روز -__- 
خداقوت واقعا!!! 
فکر کنم دارم ناخودآگاه همین کارو می‌کنم 
ان شالله که خیره ...
استرس رو نمیشه کاری کرد. فقط خودت رو سبک کن.
ان شاءالله که موفق باشی
سعی می کنم با ذکر و دعا یکم آروم بشم ولی خب به قول شما استرس رو نمی‌شه کاریش کرد 
ممنون از دعای خیرتون ^_^
سعی کن زیاد به خودت حس منفی ندی
مطمن باش میتونی پیرفت قابل توجهی بکنی حتی با گردن دردت
استرس فقط دردت رو بیشتر میکنه و بهت استرس میدع
به تهش فکر نکن
برنامه ریزی کن و مطمن باش به موقع تموم میکنی
دقیقا همینا رو پای تلفن به اون دختره گفتمااااااا ولی به خودم که رسید قفل کردم 
دارم تمام سعی‌مو می‌کنم ...
توکل برخدا 
ممنون از دلگرمیت دوست عزیز ^_^
بلی بلی توکل بر خدا
ان شا الله به همه چیزات میرسی و روز تحویل به حال این چند روزت میخندی:)
موفق باشی^^
خدا از دهنت بشنوه *__*
توم موفق باشی مهربون ^_^
عزیزم استرس کمش لازمه ولی زیادش ادمو می پکونه ، شما هم چون خیلی به نتیجه فکر میکنی ، استرست زده بالا و گردن دردت هم بیشتر شده . بهتره بزاریش به عهده خدا ، بگو من تلاشمو میکنم ، شما هرچی خیره واسم پیش بیار . و با توکل واقعی همه چیو بسپر به خودش چه قبول بشی چه نشی مطمئنی بهترین رو واست رقم زده 🌹. برای گردن دردتون هم نوافن و متاکاربامول مصرف کنید . فعلا باید علامت درمانیش کنی و روش فشار نیاری زیاد وگرنه دردش برات میمونه عزیز.
نه من استرس رو از نوع زیادش دارم متاسفانه 
ممنون از توصیه های‌خوب تون 🌷
ان شا الله که موفق باشی :))
ممنون ^__^

خاتون؟! آروم باش عزیزم ^_^
جان دل مهربون جان *__*
الان دیگه آرومم عزیز...شکر خدا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خط خطی های ذهن serek کوچولو

اینجا کودک درون serek جان می نویسد...

Designed By Erfan Powered by Bayan